![]() |
![]() |
|
| ابری |
|
الهه ي نازم به داشتنت مي نازم اينم يجور خوش آمدگوييه!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 22:49 توسط نیلوفر |
|
|
راستش من اونی هستم که تو نظرسنجی در مورد ابرا گزینه ی یه حس عجیبی در موردشون دارم را انتخاب می کنه! نیز که هم ابرا را رو دوست دارم هم عکاسی اینا رو که حاصل دسترنجه خودمه تقدیمتون می کنم!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 1:8 توسط نیلوفر |
|
با سپاس از amirforth |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 20:26 توسط نیلوفر |
|
|
جاتون خالي 5شنبه عصري رفتيم سينما. شام عروسي با بازي امين
حيايي، نيكي كريمي و ... .
قبل از ديدن فيلم تو دلم گفتم يادم باشه يه نقدي ازش تو وب
بزارم .اما راستش حالا بعد از ديدن فيلم چيزي به ذهنم نمي رسه.
اينم مثل اغلب فيلماي ايراني با انديشه زياد كاري نداشت!
حداقل نكته جالبش اينه كه مي تونين مطمئن باشين تو هر صحنه اي
كه مهندس باهر يعني امين حيايي حضور داره اگه نگم قهقه
دست كم لبخندي ازتون ساطع خواهد شد.
برا اونائي كه عشق گلزارن بگم ايشون يه حضور چند دقيقه اي
كوتاه داشتن، پس زياد دلتون خوش نباشه. اما عشق حيايي ها برن
ببينن حالشو ببرن، چون مثل هميشه بامزه بازي كرده.
خلاصه اينكه يه برنامه ريزي برا سينما رفتن ضرري نداره حداقلش
اينه كه يه افه ي فرهنگيه! همم برا خوش اخلاقهايي مثل ما يه
خورده خنده بد نيست! شاد باشيد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 2:47 توسط نیلوفر |
|
|
به روایت نیوزویک:
ناخدا اشتباه نكرده بود!!! آمریکائیها بایددر مورد فاجعه ی انسانی خلیج فارس پاسخگو باشند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 2:27 توسط نیلوفر |
|
|
چقدر سخته كه آدم معناي خداحافظي رو درك كنه، چقدر سخته كه
بدوني جدا افتاده اي، چقدر سخته كه بفهي غريبي، دلم ميخواد
بدونم خدا موقع خداحافظي چي گفته!برو... با تنهائيت سر كن،
خودم حافظتم!
خدايا من از دوري رنج مي برم، از دوري خودت، از دوري آدمائي
كه دوستشون دارم!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 23:17 توسط نیلوفر |
|
|
بهتر است با عقايد خودمان ابله باشيم تا آنكه با عقايد ديگران دانشمند به حساب آئيم.
(نيچه)
مردم خودشان را با هر چيز خسته مي كنند مگر با انديشه!
چراااااااااااااااااا؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 19:57 توسط نیلوفر |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم تیر 1385ساعت 0:50 توسط نیلوفر |
|
|
من برگشتم! منم يه دعاي مخصوص براي كنكوريهاي امسال دارم : دعا...
راستي تو اين هاگير واگير امتحانا تولدم اومد و رفت!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 23:37 توسط نیلوفر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
یه آسمون آبی ابری که خورشید از میون ابراش پیداس!
|
| پیوندهای روزانه |
|
سایت عکس ایران خانه عکاسان ایران آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
اقیانوس افسانه (سایه روشن) صدرا و نینا بهناز (ژونو) مازیار (مردی که بعضی وقتها فیلم می شود) ناوال آرش کبیر پسری از خاك كوير ایتالیا و زبان ایتالیایی رازيانه (پيرمرد) |
|
RSS
|